X
تبلیغات
سحر حلال - بررسی ساختار فعل ساده از مرکب

شنبه چهارم اسفند 1386

بررسی ساختار فعل ساده از مرکب

راه های تشخیص فعل ساده از مرکب

       در کتاب های زبان فارسی راه های تشخیص فعل ساده از مرکب را شامل گسترش پذیری و نقش پذيري نحوی مطرح کرده اند، اما در کنار این دو راه، راه های دیگری نیز برای تشخیص آن ها وجود دارد.

معیار معنایی

       با توجه به این معیار ابتدا به فعل جمله دقت می کنیم، اگر در معنای اصلی خود به کار رفته شده باشد، ساده واگر درغیر از معنی اصلی خود به کاررفته باشد،مرکب گویند.

مانند:

آب دریا به طرف ساحل پیش آمد.(ساده)

دیروز حادثه ای برای من پیش آمد.(مرکب)

       در جمله ی اول فعل«آمدن» در معنای اصلی خود به کار رفته، پس ساده است؛ و بهتر است که بین پیش و آمد، فاصله ی میان کلمه ای رعایت شود. اما در مثال دوم فعل «آمدن» در معنای اصلی خود به کار نرفته و معنی جدیدی یا جزء غیر صرفی به خود گرفته، از این رو مرکب است و بهتر می نماید که فاصله میان کلمه ای بین دو جزء آن از بین برود.

معیار جانشینی

       با این معیار اگر بتوانیم به جای جزء غیر صرفی فعل، واژه ی دیگری در همان حوزه ی معنایی بگذاریم و معنی و مفهوم جمله تغییر نکند، فعل ساده اما اگر نتوانیم در همان حوزه ی معنایی واژه ای جایگزین جزء غیر مصرفی کنیم، فعل مرکب می باشد.

مانند:

آب دریا به طرف ساحل پیش آمد.(ساده)

دیروز حادثه ای برای من پیش آمد.(مرکب)

       در مثال اول می توانیم به جای جزء غیر صرفی یعنی «پیش» واژه ی دیگری چون « بالا» و «جلو» بگذاریم، ضمن این که در معنای جمله نیز تغییری رخ نخواهد داد. اما در مثال دوم به جای جزء غیر صرفی، نمی توان واژه دیگری قرار داد که با فعل «آمدن» معنی رخ داد و حادثه را بدهد. بنابراین فعل جمله ی دوم مرکب است.

معیارآوایی

       با این معیار نیز می توان مرز میان فعل ساده و مرکب را مشخص نمود و آن دقت در جای مکث بین جزء غیر صرفی فعل با فعل می باشد. بدین معنی که اگر ضمن خواندن جمله یک مکث بالقوه بین جزء صرفی فعل داشته باشیم، فعل ساده و اگر نداشته باشیم فعل مرکب است. مانند:

من او را سال ها دوست داشتم. (مرکب)       

من در این روستا دوست داشتم. (ساده)

       در جمله ی اول مکث و درنگی میان«دوست و داشتم» صورت نمی گیرد، پس فعل مرکب است اما در مثال دوم بالقوه مکثی خفیف میان «دوست و داشتم» دارد، بنابراین فعل ساده می باشد.

 

 

مفعول پذیری

       یکی دیگر از راه های تشخیص فعل ساده از مرکب، حضور مفعول در جمله است. البته این روش مخصوص جملات غیر اسنادی است، چرا که جملات اسنادی چهار جزیی لزوماً دارای مفعول هستند، ضمن این که فعلشان معمولاً ساده می باشد. مثال:

من او را دوست دارم (مرکب)                    من در این شهر دوست دارم (ساده)

       جمله اول دارای مفعول می باشد، پس جزء غیر صرفی جزء فعل مرکب است، اما جمله ی دوم، دارای مفعول نیست و جزء غیر صرفی، مفعول جمله به حساب می آید.

       روش های مذکور برای تشخیص افعال، غیر از افعال ربطی و غیر اسنادی قابل توجه است.

چرا که افعال ربطی معمولاً به شکل ساده یا در نهايت به شکل پیشوندی به کار می روند و یا گونه ای دیگر از کاربردشان به صورت افعال کمکی است که در این صورت دیگر فعل ربطی به حساب نمی آیند.

روش تشخیص افعال اسنادی به گونه ای دیگر غیر از افعال معمولی و عادی زبان است.افعال اسنادی که گاه اسنادی و گاه غیر اسنادی هستند، عبارتند از:

«کردن ـ نمودن ـ ساختن ـ گرداندن» ؛ زمانی که بتوان افعال این گروه را جایگزین یکی دیگر از افعال این گروه نمود فعل ساده خواهد بود و جمله اسنادی چهارجزئی است. مانند: من او را از این مسأله آگاه کردم. (نمودم، ساختم،گرداندم) .

       اما اگر نتوان همه ی افعال هم گروهشان را جایگزین سازیم، دیگر جمله اسنادی نیست. مانند: من روی شاهنامه تحقیق کردم. انجام کاری است و جمله سه جزیی مفعولی می باشد.

مثال دیگر: من او را آگاه ساختم. ( نمودم، کردم و گرداندم)

جمله چهار جزیی مفعولی ـ مسندی است و فعل ساختم ساده می باشد. اما اگر بگوییم: من خانه ای را ساختم

 (بنا کردن) جمله سه جزیی مفعولی است.

چون مصدر«کردن» از پرکاربردترین مصدرهای زبان فارسی است و این فعل به صورت های مختلف به کار

می رود، راه های تشخیص ساده از مرکب بودنش جداگانه ذکر می شود.

1. اگر بتوان هم گروه هایش را جانشین آن سازیم، این فعل ساده و جمله چهارجزیی  مفعولی ـ مسندی می باشد.

2. اگر به معنای «انجام کار» باشد، دیگر فعل اسنادی نیست و جمله ی سه جزیی مفعولی می سازد؛ همان طور که مثال آن قبلاً ذکر شد.

3. اگر این فعل نه اسنادی باشد و نه به معنای «انجام کار» به شرط آن که مفعول در جمله حاضر باشد « مرکب» است. مانند:

من داستان شاهنامه را مطالعه کردم. (مرکب)

من روی بخشی از شاهنامه تحقیق کردم. (ساده)

       افعال اسنادی دیگری چون « یافتن،پنداشتن، دیدن، گفتن و ...» نیزگاه اسنادی و گاه غیر اسنادی هستند. راه تشخیص اسنادی و غیر اسنادی بودنشان به این صورت است که اگر نتوانستم جمله را تبدیل به یک جمله ی سه جريی مسندی کنیم، این افعال و جملات چهار جزیی را می سازند اما اگر نتوانیم فعل غیر اسنادی است.

مثال: « من او را عاقل دیدم» که می توان گفت: « او عاقل است» جمله چهار جزيی و اسنادی می باشد. اما اگر بگوییم: « من ستارگان را در آسمان دیدم.»

جمله دیگر اسنادی نیست زیرا نمی توان گفت : « ستارگان آسمان است»

 

پس فعل جمله ی مذکور غیر اسنادی و سه جزیی مفعولی می باشد.

       نکته ی دیگر که در باب اجزای اصلی جمله با توجه به فعل به نظر می آید. این است که اولاً راه تشخیص اجزای جمله « فعل» می باشد. تنها دقت و توجه به فعل می تواند بسیاری از سوالات ما را در باب جمله، اجزای جمله و نقش های واژه ها در جمله مشخص سازد؛ چرا که ملاک ثابتی برای ساخت فعل و حضورش در جمله وجود ندارد. پس باید موقعیت فعلی« فعل» را در جمله سنجید. مثلاً افعال ناگذر، گذرا به مسند، گذرا به متمم، گذرا به مفعول، هرگاه با علامت سببی ساز، متعدی گردند به ترتیب به یک جزء دیگر نیاز پیدا خواهند کرد. مثلاً اگر دو جزیی اند سه جزیی و اگر سه جزیی اند چهارجزیی می شوند.

       نکته ی دیگری که در مورد فعل، لازم و ضروری به نظر می رسد. این که افعال دو وجهی را نباید با فعلی که در موقعیت های مختلف تغییر معنا می دهد یکی گرفت؛ چرا که افعال دو وجهی دارای یک معنی در همه ی کاربردها هستند و همیشه یک واژه اند . اما افعال دیگری مانند: « گرفتن، بریدن و... » با تغییر معنای خود ، یک واژه ی دیگر با معنی دیگر می شود.

       با توجه به این که یکی از مباحث مهم کتاب های زبان فارسی دوره متوسطه بحث فعل مرکب است و هنوز هم بسیاری از دستـور نویسان، نتوانسته اند به خـوبی از عهده ی حل آن برآیند ، روش های مذکـور تا اندازه ای می تواند ساختمان بسیاری از افعال زبان را مشخص نماید: هر چند که درباره ی فعل مرکب نظر هاي بسیار متنوعی وجود دارد و بسیاری از دستورنویسان و زبان شناسان ایرانی و اروپایی در باب آن، سخن ها گفته اند، اما نظر واحد و متقن در باب فعل مرکب در دست نیست. برخی کثرت فعل مرکب را در زبان بنا بر وسعت دايره ي زبان ، بیش تر از افعال ساده می دانند و برخی دیگر می گویند تعداد افعال مرکب زبان زیاد نیست و اکثر افعال زبان ساده اند.

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ :

1- باطنی، محمدرضا، توصیف ساختمان دستورزبان فارسی، مؤسسه ی انتشارات امیرکبیر، تهران، 1374 .

2- پرویز ناتل خانلری، تاریخ زبان فارسی، جلد دوم، مبحث « ساختمان فعل»

3- وحیدیان کامیار، تقی، حرف های تازه در ادب فارسی، مقاله ی « نکاتی درباره ی فعل مرکب» رشد ادب فارسي پاييز 85

 

نوشته شده توسط گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی در 14:47 |  لینک ثابت   •